تبليغاتX
 مادرشوهر

جوك هاي بامزه 

مادر  زن
مادري براي ديدار دخترش به خانه ي داماد رفت.ديد دخترش گريه مي كند.
پرسيد:عزيزم چرا گريه مي كني؟
گفت:شوهرم از خانه فرار كرده و نمي دانم كجا رفته است.مادرش گفت:حتماً پاي زني در كار است! دختر گفت: همين طوره كه مي گويي! پاي زني در ميان است، مادر عصباني شد و فرياد زد اين زن كيست!
دختر گفت:مامان! خود شما هستي، شوهرم همين كه شنيد شما به اين جا مي آيي از خانه فرار كرد.
سكوت
زني به شوهرش گفت:امروز ده سال از ازدواجمان مي گذرد به نظر تو چه بايد بكنم.
شوهر جواب داد:يك دقيقه سكوت! فهميدي؟سكوت!
بركت ازدواج
شخصي مي گفت ازدواج خيلي بركت دارد.خود من قبلاً چيزي نداشتم ولي الان كلّي بدهي دارم

يك روز عمو يك روز زن عمو!
عروس خانم تنبل در خانه كار نمي كرد.مادرشوهر و پدرشوهر قرار گذاشتند تا به تازه عروس بفهمانند كه جارو كردن و كارهاي منزل وظيفه اوست.
روز بعد تا مادر شوهر جارو كند؛ پدر شوهر گفت:نَه نَه! جارو را بده به من براي شما زشت است.عروس پوست كلفت گفت:دعوا نداره! يك روز عمو و يك روز زن عمو!

شعار زندگي
شعار زندگي چيه؟ چهار عمل اصليه.
خوبي ها را تقسيم كنيم؛ كينه ها را تفريق كنيم؛ ايثارها را ضرب كنيم؛ نيروها را جمع كنيم.

چهار عمل غيراصلي
اشك زن، منهاي حرف حساب، به علاوه ي چند تا حرف قلمبه، تقسيم بر چند ساعت قهر و افاده، ضرب در مقداري كرشمه، مساوي است با گول خوردن مرد و روانه ي بازار شدن براي خريد.



 


 

نوشته شده توسط rafat در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 13:49 موضوع | لینک ثابت


تیزهوشی یک مادر شوهر زرنگ!

خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود ، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر بنام Vikki ‎ زندگی میکند. کاری از دست خانم حمیدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود.

او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : ” من میدانم که شما چه فکری می کنید ، اما من به شما اطمینان می دهم که من و Vikki فقط هم اتاقی هستیم‎ . ”
حدود یک هفته بعد‎ ، Vikki پیش مسعود آمد و گفت : ” از وقتی که مادرت از اینجا رفته ، قندان نقره ای من گم شده ، تو فکر نمی کنی که او قندان را برداشته باشد ؟‎ ” “خب، من شک دارم ، اما برای اطمینان به او ایمیل خواهم زد‎.”
او در ایمیل خود نوشت‎ : مادر عزیزم، من نمی گم که شما قندان را از خانه من برداشتید، و در ضمن نمی گم که شما آن را برنداشتید . اما در هر صورت واقعیت این است که قندان از وقتی که شما به تهران برگشتید گم شده‎ . ” با عشق، مسعود
روز بعد ، مسعود یک ایمیل به این مضمون از مادرش دریافت نمود‎ : پسر عزیزم، من نمی گم تو با Vikki رابطه داری ! ، و در ضمن نمی گم که تو باهاش رابطه نداری . اما در هر صورت واقعیت این است که اگر او در تختخواب خودش می خوابید ، حتما تا الان قندان را پیدا کرده بود‎.

با عشق ، مامان


 

نوشته شده توسط rafat در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 9:57 موضوع | لینک ثابت



مزه ی شوهر

دختري كرد سوال از مادر
كه چه طعم و مزه دارد شوهر

اين سخن تا بشنيد از دختر
اندكي كرد تامل مادر

گفت با خود كه بدين لعبت مست
گر بگويم مزه اش شيرين است

يا غم شوي روانش كاهد
يا بلافاصله شوهر خواهد

ور بگويم مزه اش تلخ است
تا ابد مي كشد از شوهر دست

لاجرم گفت به او اي زيبا
ترش باشد مزه شوهر

دخترك در تب و تاب افتاد
گفت: مادر دهنم آب افتاد

 


 

نوشته شده توسط rafat در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 9:48 موضوع | لینک ثابت


Image and video hosting by TinyPic


 

نوشته شده توسط rafat در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 21:26 موضوع | لینک ثابت


Image and video hosting by TinyPic" />


 

نوشته شده توسط rafat در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 21:18 موضوع | لینک ثابت


Opuntia - زبون مادر شوهر

یکی از انواع بسیار رایج کاکتوس که نگهداری بسیار ساده ای لازم داره . انواع مختلفی از اون وجود داره که بعضی انواع تیغ های دراز دارن و بعضی تیغ های کرک ماننده و برگهای ریز و مینیاتوری یا برگهای بزرگ . این نوع از کاکتوس بر خلاف تصور بسیار مقاومه و سرمای تا 20 درجه زیر صفر و گرمای بالا 40 درجه بالای صفر رو به خوبی تحمل میکنه . در زبون فارسی به این کاکتوس زبان مادر شوهر گفته میشه و دلیلش خارهای اون هست که اگه به دست فرو بره درد و سوزش عجیبی ایجاد میکنه و به سختی هم از دست خارج میشه و شاید نسبت دادن به زبون تند و تیز و زهرناک مادر شوهرها به همین دلیل بوده . این گیاه در تابستان میوه های قرمز رنگی تولید میکنه که در تهیه مربا و ترشی کاربرد داره . از برگهای این گیاه هم چند نوع خوراک تهیه میشه . این گیاه تقریبن به هیچ نوع مراقبی ویژه ای بر خلاف سایر کاکتوس ها نیاز نداره . آب دهی در هفته یک مرتبه و خاک رسی شنی و قرار گرفتن در هر نقطه ای حتا در باغچه یا زیر تابش مستقیم آفتاب یا در بیرون منزل در زمستان و زیر برف , هیچ صدمه ای بهش وارد نمیکنه . تکثیر اون بسیار ساده و با جدا کردن یکی از برگه های گوشتی صورت میگیره . کافیه یکی از برگها رو از ساقه جدا و در خاک مرطوب بکارید . حتا در ماسه یا در آب هم به سرعتی باور نکردنی ریشه میگیرن . گاهی هم از برش عرضی برای تکثیر استفاده میشه و در کل این گیاه رو حتا اگر روی خاک هم رها کنین ریشه میگیره و رشد میکنه ! گلهای درشت و زیبایی هم میده به این شرط که به خواب زمستانی در هوای سرد فرو بره . گل های اون بسته به نوعش از زرد تا قرمز و بنفش متفاوت هستن . گلها بعد ازخشک شدن به میوه تبدیل میشن . این گیاه میتونه کسانی رو که در بیابان دچار کم آب شدن رو هم نجات بده . کافیه برشی عرضی به یکی از برگ های اون بزنین و آب درون اون رو بنوشین . 




 

نوشته شده توسط rafat در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 21:0 موضوع | لینک ثابت


Image and video hosting by TinyPic


 

نوشته شده توسط rafat در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 20:54 موضوع | لینک ثابت


مادر شوهر مي تونه يه دوست خوب براي آدم باشه به شرط اينكه :

... رو حرفش حرف نزنيد.

...چپ و راست از خوبيهاش تعريف كنيد.

...هي قربون صدقش بريد.

...به پسرش از گل بالاتر نگيد و مثل.....براش كار كنيد.


 

نوشته شده توسط rafat در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت


Image and video hosting by TinyPic


 

نوشته شده توسط rafat در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 20:39 موضوع | لینک ثابت


قلب شوهر! (بر اساس شعر قلب مادر ایرج)


قلب شوهر! (بر اساس شعر قلب مادر ایرج)
داد زن شوهر خود را پیغام / که چرا عرضه نداری الدنگ؟
جاری‌ام رفته نشسته در قصر / بنده محبوس در این خانه تنگ
تو برایم نخریدی خودرو / پایم از پیاده رفتن شد لنگ
مردم از خانه‌نشینی ای مرد / تو بیا تا برویم سوی فرنگ
کاش می‌شد که تنم می‌کردم / پالتوی پوستی از جنس پلنگ
رنگ مویم دگر افتاد از مد / موی خود را بکنم باید رنگ
گر تو خواهی که طلاقت ندهم! / "باید این لحظه بی‌خوف و درنگ"
روی و پول فراوان آری / تا حرامت نکنم چند فشنگ
با نگاه غضب‌آلود و خشن / بر دل شوی خودش هی زد چنگ
شوهر ذلیل مادرمرده / نه بل‌آن جمله مردان را ننگ
هیبت شوهری از یاد ببرد / همچو ماهی که شود صید نهنگ
رفت و از غصه نشست و می خورد / شد ز می خوردن بسیار ملنگ
خیره از باده پی منقل رفت / شد هروئینی و آلوده بنگ
زن ظالم که بهانه می‌جست / سوی قاضی شد و سر داد آهنگ:
شوهر بنده که تریاکی هست / می‌زند سیلی و مشت و اردنگ
گر تو صادر نکنی حکم طلاق / می‌شوم کشته ضربات کلنگ
شوهر بنگی من تا اینجاست / شهد در کام حقیر است شرنگ
قاضی بی‌خبر و نا آگاه / خام یک مشت اراجیف جفنگ
به زن قصه طلاق اعطا کرد / شد زن قصه ما فاتح جنگ
خواست از محکمه بیرون آید / حکم قاضی به کفش چون نارنگ
از قضا خورد دم در به زمین / "واندکی سوده شد او را آرنگ"
"از زمین باز چو برخاست نمود / پی برداشتن حکم آهنگ"
از دل شوهر سابق ناگاه / آمد آهسته برون این آهنگ:
آه دشت ژن من یافت خراش / آه پای ژن من خورد به شنگ!

__________________


 

نوشته شده توسط rafat در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 17:49 موضوع | لینک ثابت


Warning: filemtime(): Stat failed for /web/xm.com/slave/stats/locks/ex_20d35fe49fda7e744a7552fa97ebef14 (errno=2 - No such file or directory) in /web/xm.com/slave/stats/_functions.php on line 266 report phishingreport abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting